|
مربی
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سبز
| ||
|
Gratitude can transform your life. Are you allowing minor things to get in the way of your transformation and the life you deserve? قدرشناسی و سپاسگزاری میتواند زندگی شما را دگرگون کند.اجازه دهید چیزهای کوچک باعث تغیر زندگی شما شود تا به زندگی ای برسید که شایسته آن هستید Remember, if you are criticizing, you are not being grateful. If you are blaming, you are not being grateful. If you are complaining, you are not being grateful. If you are feeling tension, you are not being grateful. If you are rushing, you are not being grateful. If you are in a bad mood, you are not being grateful. یادتان باشد اگر شما انتقاد می کنید شما سپاسگزار نیستید اگر شما شکایت می کنید بازهم سپاسگزار نیستید احساس تنش اگر دارید شما سپاسگزار نیستید اگر شما Rushing شما سپاسگزار نیستید اگر در حالت روحی خوبی نیستید بازهم سپاسگزار نیستید. پی نوشت: امروز سرکلاس فیلم شرک4رو برای بچه ها گذاشتم هرکس دیده میدونه من دارم در مورد چی حرف میزنم.
. [ پنجشنبه ٧ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٦:٤٦ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
واقعا جالبه ما وبلاگ نویسان به راحتی میتونیم قالب وبلاگمون رو تغییر بدیم اما قالب فکریمون رو ؟؟؟ نمی تونیم و دائم شکایت می کنیم که سخته به نظرم گاهی یادمون میره که ذهن مال ماست و تنها کسی که میتونه تصمیم نهایی رو بگیره خودمون هستیم نه کس دیگه [ چهارشنبه ۳ اسفند ۱۳٩٠ ] [ ۱٢:٤٤ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
(سارقان این مطلب تا ابد مدیون بنده هستند) 2جمله دیدم که هرگز از یادم نمیرود و در ذهنو فکرم تاثیر بسزایی داشته و میخوام آنها را باشما درمیان بگذارم اولی اینه : (اینجا وبلاگه خودمه و هرچی بخوام می گم) میدونید کجای این جمله برام جالب بود و تاثیر گذار بعضی حرفها خیلی ساده و واضحند همه میدانیم اما در عمق همین حرفها و جملات ساده معانی بسیاری نهفته است واقعا ما وبلاگداران هرچه می خواهیم می توانیم در وبلاگمان بنویسیم حرف های دیگری هم داشته باشیم برای رهایی از فیلتر می توانیم به فیس بوک برویم نمی توانم استعدادش را ندارم و..... و اگر در فکرمان بخواهیم فکری مثبت بگذرانیم باید هزارو یک خواهش به این فیلترها بکنیم که اسمشان را گذاشته ایم افکار یا تصورات منفی و این فیلترها هستند که به ما می گویند چگونه بیندیشیم و چه آرزوهایی داشته باشیم
(اینجا ذهن خودمه و هرفکرو آرزویی بخوام میتونم داشته باشم) احساس میکنم همه آدمهای موفق همین جمله را باخود تکرار می کنند و باور دارند چرا در ذهن خودمان باید از فیلترها اجازه بگیریم که چگونه فکر کنیم یا چه فکری داشته باشیم اصلا چرا باید افکاری که دوست نداریم در ذهنمان باشند همانطور که در وبلاگمان مطالب یا نظراتی را که دوست نداریم را پاک می کنیم در ذهنمان هم باید قدرت را بدست بگیریم و بگوییم به همه فیلترهاکه: (اینجا ذهن خودمه و هرچی بخوام میگم ) (و من مشخص می کنم چه اتفاقی در ذهنم بیفته) همانطور که در مورد وبلاگمان این حساسیت را داریم و مطلب دوم بماند برای بعد موفق پیروز باشید [ چهارشنبه ٢ آذر ۱۳٩٠ ] [ ٧:٥٥ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
کوکوی کبیر در وبلاگش می فرماید (اینجا وبلاگ منه و هرچی بخوام می گویم) با اجازه ایشان بنده می خواهم عرض کنم در ذهنمان یادمان باشد اینجا ذهن ماست و هرچه بخواهیم می توانیم بگوییم بگذارید افکار منفی هم چرندنوشت یا زرگفتن داشته باشند و شما به آنها یاداوری کنید اینجا ذهن من است و هرچه بخواهم می گویم و هرچه بخواهم تصور می کنم [ یکشنبه ٢٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٤٤ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
Concise Guidelines for Creative Visualization: Use in your imagination all the five senses of sight, hearing, touch, smell and taste. در گوشه ای تنها بنشینید جایی که عوامل مزاحم وجود نداشته باشد بدنتان را آرام کنید چند نفس عمیق بکشید و حالا تصویری ذهنی واضح و با جزئیات از هدفی که شما دارید بسازید که آن هدف را بدست آورده اید یا دارید انجام می دهید در تجسمتان از 5حستان استفاده کنید (ببینید-بشنوید-لمس کنید-ببویید-و بچشید) اضافه کنید آرزو و احساس را در چیزی که می خواهید دوبار در روز اقلا تجسم داشته باشیدهربار 10دقیقه ثابت قدم باشید در تجسمتان روزها صبورانه امیدوارانه و مومنانهمثبت بمانید افکار مثبت داشته باشید احساس مثبت داشته باشید از احساس و لغات مثبت استفاده کنید در خلال روز هنگامی که افکار و شکهای منفی از راه رسیدند آنها را با افکار مثبت جایگزین کنید و این کار را ادامه دهید Use the power of imagination only for your and others' good, and never try to use it to get something that belongs to others or hurt others. Make sure that what you are creating is good for all involved, and cause no harm to your environment. از قدرت تصوراتان فقط برای خودتان و دیگران در راه خوب استفاده کنید و نه برای کنترل کردن دیگران یا صدمه زدن به آنها مطمئن شوید چیزی که دارید خلق می کنید علاوه بر خودتان برای دیگران هم خوب است Though the manifestation of your goal might sometimes happen in a sudden and expected manner, most of the time it will happen in a natural and gradual manner, one thing leading to another. If you desire money, it won't necessarily drop on your head from the sky or you will win it in the lottery. It will more probably come through a new job, promotion, a business deal or through various other channels. اگرچه آشکار سازی افکارتان ممکن است گاهی اوقات اتفاق بیفتد بصورت غیر منتظره و یک دفعه ای بیشتر اوقات افکارتان آهسته و طبیعی آشکار می شود یک چیز یا یک فکر شمارا به فکر چیز دیگری می اندازد اگر شما درخواست پول کنید لازم نیست به ذهنتان بیندازید که از آسمان می آید یا آن پول را از لاتاری برنده می شوید آن پول تجسم شده توسط شما احتمالا می آید از راه یک کار جدید از طریق معامله تچاری یا از طریق مسیرهای دیگر
Our thoughts and feelings, and the mental images we carry in our mind, affect our life. By changing them we change our life. This means that we have to be careful with our thoughts and how we feel about them, otherwise we might get things and enter into situations that you do not want, and then we will have to find ways to get rid of them. Better think and visualize what that we really and truly want, and which will improve our life. افکار و احساسات ما و تصورات ذهنی ما در ذهنمان رخ می دهد و بر روی زندگیمان تاثیر می گذارد پس حالا این مسیر را برعکس کنید با تغییر افکار و احساساتمان می توانیم زندگیمان را تغییر دهیم این یعنی که ما باید مراقب افکار و احساساتمان باشیم وگرنه اشخاص و موقعیتهایی را جذب خواهیم کرد که دوست نداریم بهترین کار اینست که آنچه می خواهیم و زندگیمان را بهتر می کند را تصور کنیم
Approach this mental work with a positive attitude, earnestness and faith, but at the same time with some detachment, and regarding it as a sort of game or play. This attitude will prevent inner tension and disappointment, if things don't happen as expected. این کار ذهنی را با یک گرایش مثبت و شورو شوق و ایمان انجام دهید و همزمان تجسمتان را یک بازی و سرگرمی در نظر بگیرید اینگونه از تنش و ناامیدی درونی جلوگیری می کنید اینها برای وقتی است که کارها آنگونه که می خواهید اتفاق نمی افتد
[ چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۱٥ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
به گزارش رادیو فردا مغز میمون را دانشمندان آمریکایی توانسته اند به کامپیوتر متصل کنند [ سهشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۸:٥٢ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
How to Develop Your Visualization Skill. This is an article by guest writer Albert Foong of UrbanMonk.Net. Think about this: everything we do begin as a thought. Every action, every word, every human creation exists first in our imagination. در مورد این مطلب فکر کنید: هرچیزی که ما انجام می دهیم در فکر ریشه دارد هرعملی هرلغتی و هرآفرینش انسانی در تصورات ما ریشه دارد The ability to see things before they actually happen is what enables us to pursue our dreams and ultimately achieve them. In fact, the better we visualize the future we want, the better our chances to make it happen. توانایی اینکه ما چیزها را قبل از اینکه آنها اتفاق بیفتند ببینم مارا قادر می سازد تا رویاهایمان را پی گیری کنیم و سرانجام اهدافمان را بدست بیاوریم در حقیقت تصور آینده دلخواهمان شانس مارا در رسیدن به اهدافمان بیشتر می کند Training the Mind is Training the Body تمرین ذهنی تمرین بدنی است Your brain cannot differentiate well between real action and mental action. There has been research done showing that thinking about an action — even while your body is at rest — will fire the neural pathways in your brain just as you were actually doing it. ذهن نمی تواند بین واقعیت وتخیل تفاوت قائل شود تحقیقات نشان داده است که فکر در مورد یک عمل حتی در حالیکه بدنتان دارد استراحت می کند همان گذرگاههای عصبی را به کار می اندازد که اگر شما واقعا آن عمل را انجام می دادید اتفاق می افتاد
To see this for yourself: hold a piece of string and let it dangle. Then, keeping your hand as still as you can, imagine twirling the string around. Most likely, the string will begin to move, ever so slightly. می توانید این مورد را آزمایش کنید:یک تکه از نخ را در دشتانتان نگاه دارید ان نخ بگذارید آویزان باشد و دستتان را تا هرزمان که می توانید نگاه دارید تصور کنید نخ را اطراف دستتان پیچانده اید اکثر اوقات نخ به آرامی شروع به حرکت می کند And that’s the good news: mental training can improve almost all our skills and fast-track us towards our goals. و یک خبر خوب : تمرین ذهنی می تواند بهتر کند تقریبا مهارت ما را در هر زمینه ای و مارا به اهدافمان برساند For instance, many psychologists and life coaches recommend mental rehearsal for all sorts of things. Usually it is social or work-related: to enhance assertiveness, smooth out an interview or a meeting, or even to enhance a date. Athletes at the highest level are also encouraged to use visualization to improve their technique, motivation and drive. When interviewing Olympic gold medalists, they discovered that several winners used visualization, not just for the sport technique, but also to capture the feeling of being awarded a medal. مثلاروانشناسان و مربیان مهارتهای زندگی زیادی توصیه کرده اند تمرین ذهنی (تجسم) را برای همه ی کارها(حتی یکی از سخنرانان موفقیت در ایران می گفت اگر هدفی رو نتونید تصور کنید نمی تونید به دست بیارید اگر خوب دقت کنیم می بینیم راست میگه)البته تجسم را بیشتر برای :افزایش جرات درست انجام شدن یک مصاحبه و ملاقات یا حتی برای افزایش تاثیر یک رژیم غذایی استفاده می کنند ورزشکاران حرفه ای تشویق می شوند تا از تجسم استفاده کنند تا تکنیکهایشان را بهتر کنند و انگیزه اشان را . در هنگام مصاحبه با یک برنده مدال طلای المپیک آنها کشف کردند چندین برنده از تجسم استفاده کرده بودند نه فقط برای تکنیکهای ورزشی همچنین برای احساس بردن یک مدال یعنی آنها هم در تجسم مدال را دیده بودند هم اینکه تکنیکهایشان را افزایش داده بودند 5 Applied Visualization Techniques 5کاربرد تجسم How do we develop and apply the powerful skill of visualization? Here I present five basic exercises in order of difficulty. Do them in order, moving on to the next one only when you have mastered the first. You can take as many days as you like to get really good at each level, there is no rush. چگونه آیا افزایش دهیم و به کار بریم تکنیکهای قدرتمند تجسم را؟من 5تمرین بنیادی ارائه داده ام اینجا برای نکات مشکل انجام دهید انها راصحیح انجام دهید برای یاد دادن این نکات به دیگران اول صبر کنید تا استاد شوید برای استاد شدن در هر مرحله ابته شما می توانید هرمیزان دوست داشتید وقت بگذارید 1st Exercise Find a photograph, and take your time to analyze it. Memorize every detail you can. Then simply close your eyes and try to recreate it in your mind. Bring in as much as you can: the colors, the birds in the sky, the freckles on the skin — whatever is there. Open your eyes to get more detail if you have to. Remember that this is not a test: do it until you getvk'ih \vkn' good at it. تمرین اول: یک عکس پیدا کنید و برای تجزیه و تحلیلش وقت بگذارید به خاطر بسپارید هرجزئیاتی که می توانید سپس چشمانتان را کاملا ببندید و تلاش کنید تا از نو خلق کنید آن عکس را در ذهنتان هرچقدر می توانید جزئیات تصویر را بیشتر واضح تصور کنید پرندگان در آسمان را و... و بعد چشمانتان را باز کنید تا جزئیات بیشتری را بدست آورید این کار را ادامه بدهید تا به استادی برسید 2nd Exercise For the second exercise, we’re going three-dimensional. This time, take up a small object: perhaps your pen or your keys. Again, analyze all the details and memorize it. Take your time. Now, close your eyes, and see the object mentally. The challenge here is to start rotating it. See every detail, but from all angles. If you feel comfortable, begin to bring in some surroundings. Place it on an imaginary table. Shine a few lights on it and imagine the shadows flickering. تمرین دوم: برای تمرین دوم ما می خواهیم تجسم سه بعدی را تجسم کنیم اینجا سعی می کنیم شروع کنیم به چرخاندن تجسم همه جزئیات را از همه زوایا ببینید اگر احساس راحتی می کنید آن جسم را در ذهنتان روی میزی توهمی قرار دهید نوری روی آن جسم بتابانید و سایه هایش را تجسم کنید 3rd Exercise This third exercise builds on the second, and can be hard for some people, although others will find it very easy. This time, recreate your little object, but with your eyes open. See it in the real world, right in front of you. Again, move it around, rotate it, play with it. See how it interacts with the objects in front of you. Imagine it resting on your keyboard, casting a shadow on your mouse, or knocking over your coffee cup. تمرین سوم: تمرین سوم براساس تمرین دوم است وبرای بعضیها می تواند سخت باشد اگرچه برای عده ای هم خیلی آسان است این بار بازافرینی کنید چیز کوچکی را البته با چشمانی باز آن شی را در مقابل خودتان تجسم کنید انگار که واقعا هست تصور کنید روی کیبرد یا موستان قرار دارد و سایه ای آفریده است روی موستان یا کنار فنجان قهوه اتان قرار دارد 4th Exercise This is where things start to get fun. This time, we’re bringing you into the picture. Think of a pleasant location. I like to use my favorite beach. Now, imagine yourself in it. It’s important to be in the scene, not just thinking of it. Bring in your other senses, one by one. What can you hear? Are the leaves rustling, are there people talking in the background? What about the sense of touch? Can you feel the sand you are standing on? What about smell? Can you imagine eating an ice-cream, and feeling it slide down your throat? Again, make sure that you are in the scene, not just thinking of it. Make this mental movie as strong and vibrant and detailed as you can. تمرین چهارم: این تمرین جالب است این بار شما را در عکس وارد می کنیم یک مکان خوشایند را تصور کنید من ساحل مورد علاقه ام را دوست دارم حالا خودتان را در آن مکان مورد علاقه تصور کنید مهم است که در آن صحنه و عکس حضور داشته باشید نه اینکه فقط به آن فکر کنید از حسهای دیگری جز بیناییتان هم استفاده کنید یکی یکی چه می شنوید ؟ در مورد آنچه لمس کی کنید بگویید ؟مثلا شنهای ساحل چه بویی به مشامتان می رسد؟ آیا می توانید خوردن بستنی را تصور کنید و احساس کنید که بستنی دارد از گلویتان پایین می رود؟ دوباره مطمئن شوید که در صحنه هستید نه اینکه فقط فکر کنید این تجسم را هرچقدر می توانید با جزئیات بیشتر تصور کنید 5th Exercise And in the final exercise, we’re going to make things a bit livelier. Bring up the mental location from the previous exercise. Now — begin moving around, interacting with things. Pick up a rock. Sit on a bench. Run in the water. Roll around in the sand. Then, bring in someone else. Perhaps you could bring in a lover, and then choreograph a dance with him or her. Or you could imagine a friend. Hold a conversation with him or her. Imagine them smiling as you tell them a joke. Now, imagine them slapping you on the shoulder playfully. What does that feel like? تمرین پنجم: و تمرین آخر می خواهیم اشیا را کمی واقعی تر بسازیم از تمرین قبل مکان مورد دلخواهتان را به این تمرین بیاورید حالا شروع کنید به حرکت اطراف چیزها و با چیزها یی که در صحنه است تعامل داشته باشیدصخره ای را بردارید روی نیمکتی بنشینید در آب بدوید شنها را به هوا پرتاب کنید Detail and Realism جزئیات و واقعیات The reason we emphasize detail and realism is simply because practice doesn’t make perfect. As you might have heard, only perfect practice makes perfect. دلیل اینکه ما بر جزئیات و واقعیت گرایی تاکید می کنیم خیلی واضح است زیرا تمرین اگر کامل باشد نتیجه ای کامل هم بدست می آید If I asked you to imagine the execution of your goals — whether it be doing well in a business meeting, or a date, or sports — you probably saw yourself doing it perfectly straight away. You win big, you look cool, and everyone falls in love with you. This feels good, and can increase motivation but, to put it bluntly, it’s mostly a waste of time. اگر من از شما درخواست کنم از شما تا تصور کنید اجرا اهدافتان را به انتخاب شما هدفی در مورد شغلتان یا رژیم غذایی یا ورزش شما احتمالا خودتان را خواهید دیدکه دارید آن هدف را هرچه که هست به بهترین نحو و کامل انجام می دهید و تجسم کنید که شما برنده اید همه شمارا دوست دارند این احساس خوب است و می تواند انگیزه را افزایش دهد اما بی تعارف آن است یک وقت تلف کردن و بی فایده است Realism is the most important consideration in visualization. Soldiers train in almost exactly the same gear they are going to wear in combat. None of them got really good just by playing shooting games on the computer or by playing paintball. واقعیت گرایی مهمترین نکته است در تجسم ذهنی. سربازان در لباس و تجهیزات واقعی آموزش می بینند همان لباس و تجهیزاتی که در جنگ واقعی قرار است استفاده کنند It is the same with mental training. Everything has to be as realistic as possible. I used to be an amateur boxer, and developed my visualization to help me train. My first mental movies were of me moving and punching like Muhammad Ali. But reality soon hit me in the face — the first time I met a live opponent in training, I got destroyed. در مورد شما هم همین نکته صدق می کند هر شخصی حتی الامکان باید واقع گرا باشد من دوست دارم یک بکسور باشم و همین در آموزش تجسم ذهنی به من کمک کرده است اولین فیلم ذهنی ام این بود که مانند کلی حمله کنم اما واقعیت اختیار تجسم را به دست گرفت و مشتی به صورتم خورد و شکست خوردم در تصور ذهنی خودم My mental imagery up to that point had merely been fantasies — building castles in the air. I had been wasting my time. تصور ذهنی ای که زیاد فانتزی باشد مثل خانه ای بر روی آب می باشد ومن وقتم را تلف می کردم But when I began visualizing properly, I found that I made all my usual mistakes, even in mental rehearsal. My heart was beating fast, my fists clenched, and I felt overcome with the same fear. And all this, while I was sitting on the couch! اما هنگامی که من شروع کردم به تجسم درست و صحیح فهمیدم من توانستم به آنچه می خواهم برسم زیرا عیبها را رفع کردم و به جای فانتزی و توهم واقعیت را تجسم میکردم همانکه در دنیای واقعی می خواستم Did that mean I failed? No, it meant I succeeded. From then on, my mental training began working for me. Because I carried over all my flaws and fears into my mental arena, any improvements I made there would also begin to carry over into the real world. Applying Visualization to Your Goals کاربردی کردن تجسم برای کسب اهدافتان Now, what if we’re not dealing with a physical skill? What if you had set a goal for something like money, a new career or a holiday? حالا. فرض کنیم ما با مهارت فیزیکی ای روبرو نیستیم؟ تجسم تخیلی و غیر فیزیکی است دیگر قبول دارید؟ فرض کنیم شما هدفی در زمینه های مالی مهارتی جدید یا تعطیلات قرار داده اید Visualization applies in much the same way. Here are some tips for applying it to your goals: تجسم برای مسائل زیادی کاربرد دارد اینجا نکات کاربردی ای برای برای اهدافتان وجود دارد:
Focus on the positive. A common mistake is focusing on the opposite of what you want. روی مثبتها تمرکز کنید . یک اشتباه مشترک این است که شما بر متضاد چیزی که می خواهید تمرکز کنید When I wanted to lose weight, I initially made the mistake of posting pictures of my fat هنگامی که من می خواهم تا کم کنم وزنم را من در ابتدا اشتباه کردم زیرا عکس قیافه ی چاقم همه اتاقها را پرکرده بود belly all over my room, thinking it was motivating me. But that was the wrong way: by focusing on my fat, I was just keeping the fat there. I should have been visualizing the stomach I wanted. فکر میکردم دیدن عکس چاق بودنم باعث می شود من انگیزه بگیرم اما روش اشتباهی بود به خاطر تمرکز روی چاقی ام من چاقی رو ادامه میدادم درحالیکه من باید شکمم را باندازه ای تصور کنم که دوست داشتم و می خواستم. Have it, don’t want it. Think of something you really, really want. Now, do you have it? Probably not. Most often, wanting is the opposite of having. So when you visualize, don’t think about wanting something, see yourself as already having it. هدفتان را داریدنه اینکه هدفتان را بخواهید یا آرزو کنید تجسم کنید آنچه که می خواهید را حالا دارید احتمالا نه صددرصد خواستن مقابل و مخالف داشتن است بنابر این وقتی چیزی را تجسم می کنید درمورد خواستن چیزی فکر نکنید خودتان را ببینید که هم اکنون آن چیز را دارید Be consistent. You have to really work hard on this. Your mind is a muscle, just like your ثابت قدم باشید. شما باید واقعا سخت روی آن کار کنید ذهن شما هم یک ماهیچه است مانند بدنتان body. The top bodybuilders didn’t get to where they are by working out for two minutes a قهرمانان بدنسازی با روزی 2دقیقه تمرین نمی توانند به قهرمانی برسند day. They worked hard for it. Make your goal your burning obsession, a passion and purpose in life. آنها سخت تمرین کرده اند هدفهایتان را فکر دائمتان قرار دهید یک اشتیاق و علاقه شدید در زندگیتان Be specific. Most people have vague goals. They vaguely want to be rich, or they want to travel somewhere nice. Where? Oh, never thought about it much. It’s like getting into a car with a vague goal of wanting to buy… something. Not going to happen, right? You want to have a specific goal: I’m going out to the supermarket to buy myself some shampoo and a toothbrush. It is the same with your goals. Set it in as much detail as you can: a specific amount of money, a specific outcome from a meeting, whatever it is. Visualization is a very powerful tool for helping achieving your goals خاص باشید بیشتر مردم هدفهایی مبهم دارند آنها بطور نامشخص می خواهند ثروتمند شوند یا می خواهند به جایی که نمیدانند کجاست مسافرت کنند آنها در مورد اهدافشان فکر نمی کنند مثل این است که آنها سوار یک ماشین شوند با هدفی مبهم مثلا اینکه به خرید بروند اما ندانند کجا و چه چیز قرار است خرید شود صددرصد خریدی اینگونه در کار نخواهد بود شما لازم است که هدف مشخصی داشته باشید مثلا: من می خواهم به سوپرمارکت بروم و تا برای خودم مقداری شامپو و مسواک بخرم در مورد اهدافتان هم اینگونه بگویید به اندازه ای که می توانید جزئیات اهدافتان را روشن کنید چه مقدار پول؟چه نتیجه ای از ملاقات کاری ؟ تجسم ابزار قدرتمندی است برای اینکه کمک کند به شما تا به اهدافتان برسید [ سهشنبه ٢٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱:٥٢ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
وچون بندگانم از دوری و نزدیکی ام پرسش کنند [ پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ٩:۳۸ ب.ظ ] [ Morteza Amery ]
هنگامی که مردم بیان میکنند هر روز با خدا سخن میگویند; مومن [ پنجشنبه ۱٩ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱۱:٥۳ ق.ظ ] [ Morteza Amery ]
Visualization is creating a mental picture of something. Visualization is important because it makes the future become more clear. Seeing yourself already achieving your goal makes your brain believe that attaining that goal is possible. Focusing consistently on any given goal will enable you to manifest it far sooner than if you didn't focus on it at all. Focus brings the goal closer to you. تجسم یعنی آفریدن یک تصویر ذهنی از چیزی تجسم است مهم زیرا اینده ما را روشن تر می سازد اینکه در تجسم ذهنی خودتان را ببینید که به هدفتان رسیده اید ذهنتان را معتقد می سازد که دستیابی به آن هدف ممکن است تمرکز دائم روی هر هدفی شمارا قادر می سازد که زودتر به آن هدف برسید تمرکز از طریق تجسم هدف را نزدیکتر می آورد
Have you attempted visualizing, but find it difficult or impossible? Try this. Pick up a photo and study it closely; then close your eyes and tell me what you see. If you see anything resembling the picture, you are visualizing. It's that simple. آیا شما برای تجسم کردن تلاش می کنید اما این کار سخت یا غیرممکن به نظرتان می رسد؟ تلاش کنید یک عکس را بردارید و سعی کنید چشمانتان را ببنیدید و عکس را تجسم کنید If this doesn't work, or if you want to improve your visualization skills, take the same picture and while looking at it, close your eyes and open your eyes and close your eyes again. اگر شما در تجسم باز هم مشکل داشتید و می خواستید تا قدرت تجسمتان را بهتر کنید همان عکس را بردارید و در حالیکه در آن تصویر نگاه می کنید چشمانتان را بازو بسته کنید Do this as many times as possible for a few minutes. Soon you'll be seeing the picture, but you won't know if your eyes are open or closed -- and you will be visualizing better than before. Practice this technique often. You can focus on anything: people's faces, pictures, buttons. Get creative and have fun with it. این کار را چند بار انجام دهید بزودی شما عکس را می توانید تجسم کنید در حالیکه نمی دانید چشمانتان باز است یا بسته زیرا قدرت تجسم شما ابه حد اعلی رسیده است این تمرین را بارها انجام دهید مثلا در مورد تجسم صورت افراد عکسها دکمه ها و از این تمرین لذت ببرید
Additional Visualization Tips § When visualizing, it's important to view the action from the first person -- that is, see yourself achieving your goal through your own eyes, rather than watching yourself from the outside. This method is very powerful because this is the way you already see and experience everything. اگر در تجسمتان خودتان را در حالیکه به هدفتان رسیده اید ببینید با چشمان خودتان بیشتر موثر است تا اینکه خودتان را از بیرون تصویر ببینید که به هدفتان رسیده اید زیرا در زندگی واقعی هم ششما خود را در متن حوادث می بینید نه از بیرون و بعنوان یک ناظر بیرونی
§ Less powerful is viewing your goal from the third-person perspective, seeing yourself achieving the goal as if you were watching a movie. It still works, but it's not as effective as viewing from the first-person perspective. اگر هدفتان را از دید سوم شخص یا ناظر بیرونی ببینید مثل این است که شما دارید فیلمی را نگاه می کنید آن هنوز کار می کند اما به اندازه ای که خوتان را از دید اول شخص ببینید موثر نیست. § Make visualization fun -- the more real your image is, the better this works. Make the image not just a still picture, but a full-length movie staring you. تصاویر ذهنیتان سرگرم کننده و باشد و بهتر است تنها بصورت یک عکس ثابت نباشد بلکه بصورت تصویری تمام قدوفیلم باشدکه ستاره آن فیلم خودتان باشید. Replay it over and over, seeing yourself as the hero, achieving your goal. Create background music, pump it up, make it feel real, and have fun with it. This is how you want to see your goal -- in vibrant Technicolor on an IMAX screen -- not in dim, dreary, out-of-focus scenes shown on a shoebox-size theatre in the multiplex. این فیلم و تصویر را بارها و بارها تکرار کنید خودتان را بعنوان قهرمان ببینید که اهدافتان را بدست آورده ایدموسقی متن برای این فیلم قرار دهید آن فیلم ذهنی را مانند واقعیت ببینید و با آن فیلم سرگرم شوید
§ Your goal is a picture located somewhere in your mental image frame. When you close your eyes and see the image of your goal, determine where your mind is locating the picture: top, bottom, right, upper left, etc. Now, recall an important goal you have already accomplished, and find out where that goal is located in your mental image frame. هدفهای شما تصاویری هستند جای گرفته در ذهن شما شما چشمتان را که می بندید و تصویر اهدافتان را می بینید معین می کنید کجا ذهنتان تصویر اهدافتان را قرار دهد بالا پایین راست بالا سمت راست و... حالا به یاداورید هدفی راکه به آن رسیده اید و تشخیص دهید تصویرش در کجای ذهنتان قرار می گیرد حالا که به یادش می آورید
So now you have two goals in mind: one you've already achieved and one you want to achieve. Note every little detail about these goals: Where are they located? What are the colors of the images? Are they big, bright, and clear -- or are they small, blurry, and distant? بنابراین شما حالا دو هدف دارید در ذهنتان یک هدفی است که شما به آن رسیده اید و هدفی که شما می خواهید به آن برسید جزئیات این دو را بنویسید: کجا آنها قرار دارند؟ تصویرشان چه رنگی است؟ آیا بزگند؟ روشند؟ واضحند؟ کوچکند؟تیره وتارند؟ دورند یا نزدیک؟ How do these images feel to you? Does one make you feel happy, excited, and thrilled? Does the other make you feel depressed, wistful, etc.? چه احساسی آیا این تصاویر به شما می دهند ؟ آیا شما را شاد می سازند؟ هیجان زده؟ شوکه؟ یا افسرده و امید؟ Once you've noted every detail about the two images, take the goal you have not yet achieved and give it the same qualities as the goal you have achieved. در مورد تصویر هدفی که به آنرسیده اید جزئیات را نوشتید حالا هدفی که می خواهید به آن برسید را سعی کنید مثل هدف اول تصور کنید با همان شرایط هدفی که به آن رسیده اید Make it bigger and brighter; move it to the same location as the image of the already-achieved goal; make it feel the same by inserting every detail. روشن تر و بزرگتر تصور کنید آن تصور ذهنی رو به همان مکان قراردهید درست مانند تصویر هدفی که به آن رسیده اید کاملا با هما ن جزئیات Adjusting your mental image of the current goal to mirror one you've already achieved makes your new goal seem easier and gives you the feeling that you have already achieved it. تصاویر ذهنیتان را به کونه ای تنظیم کنید که شما را در حالی تصور کنند که به اهدافتان رسیده اید این کار اهدافتان را در نظرتان ساده تر می سازد و به شما این احساس را می دهد که شما به هدفتان رسیده اید Physically act out your goal in action moves. For example, with your eyes closed, envision yourself buying a new home, walking through every detail. بصورت عملی بر روی هدفتان در ذهنتان کار کنید مثلا با چشمان بسته در رویا ببینید خودتان را در حالی که دارید خانه جدیدی می خرید با همه جزئیات البته
[ یکشنبه ۱٥ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:۳٧ ق.ظ ] [ Morteza Amery ]
|
![]() | |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||